برش هایی متعدد از کتاب کار عمیق - کال نیوپورت
- جهان شما نتیجهٔ چیزی است که به آن توجه میکنید.
- اکثر مردم تصور میکردند (و هنوز هم برخی این تصور را دارند) که استراحت کردن باعث شاد شدن آنها میشود. ما میخواهیم کمتر کار کنیم و زمان بیشتری را در تختخواب صرف کنیم. اما نتایج مطالعات ESM چیکسنتمیهایی نشان میدهد که این تصور اشتباهی است که بیشتر مردم مرتکب آن میشوند: به طرز عجیبی، لذت بردن از کارها، واقعاً آسانتر از لذت بردن از زمانهای آزاد است.
- دو توانایی اصلی برای رشد در اقتصاد جدید 1) توانایی سریع ماهر شدن در کارهای سخت. 2) توانایی تولید در سطح ممتاز، هم از نظر کیفیت و هم از نظر سرعت.
- در حال حاضر، پس از دههها تحقیق در روانشناسی و علوم اعصاب، میدانیم که حتی فشار روانیِ همراه با کار عمیق هم برای بهبود تواناییهایتان ضروری است.
- هنگامی که همهٔ افراد، وقت کمتری برای انجام کارهایشان داشته باشند، به آن زمان، احترام بیشتری میگذارند
- هر چقدر سعی کنید کار بیشتری انجام دهید، عملاً کار کمتری انجام خواهید داد
- بهترین لحظات معمولاً زمانی اتفاق میافتند که بدن یا ذهن فردی، در تلاشی داوطلبانه برای انجام کاری دشوار و ارزشمند، از نهایت ظرفیتش استفاده میکند.
-برای تولید در بالاترین سطح خودتان، نیاز دارید که مدت طولانی با تمرکز کامل و بدون حواسپرتی روی یک وظیفه، کار کنید. به بیان دیگر، نوع کاری که عملکرد شما را بهینه میکند، کار عمیق است. اگر عمیق بودن به مدت طولانی، برایتان راحت نباشد، دشوار خواهد بود که عملکردتان را به سطح بالایی از کیفیت و کمیت برسانید که به طور فزایندهای برای پیشرفت حرفهای ضروری است.
- ذهنِ بیکار، کارگاه آموزشی شیطان است... هنگامی که تمرکز را از دست میدهید، ذهنتان تمایل دارد که به جای آنچه در زندگیتان درست است، بر آنچه میتواند اشتباه باشد، خیره شود.
- البته که کار عمیق، محدود به اتفاقات تاریخی یا فرار از تکنولوژی نیست. مدیرعامل مایکروسافت، بیل گیتس، دو بار در سال، «هفتهٔ تفکر» برگزار میکند که طی آن، خودش را از دیگران جدا میکند (اغلب در کلبهای کنار دریاچه)، تا به جز مطالعه و فکر کردن به اندیشههای بزرگ، کار دیگری انجام ندهد.
- به نظر میرسد اینترنت دارد تواناییام برای تمرکز و ژرفاندیشی را کاهش میدهد، و من تنها نیستم
- مارک تواین هم، بسیاری از ماجراهای تام سایر را در اتاقکی ییلاقی در نیویورک نوشت که تابستان را در آنجا میگذراند. اتاقک تواین، آن قدر از خانهٔ اصلی دور بود که خانوادهاش برای صدا زدن او در هنگام وعدههای غذایی از شیپور استفاده میکردند. با ورق زدن تاریخ، به وودی آلنِ فیلمنامهنویس و کارگردان میرسیم. آلن در دورهای ۴۵ ساله، یعنی بین سالهای ۱۹۶۹ تا ۲۰۱۳، ۴۴ فیلم را نوشت و کارگردانی کرد و ۲۳ بار نامزد جایزه اسکار شد؛ که کارنامهای شگفتآوری به حساب میآید. او در طول این دوره هیچ کامپیوتری نداشت و تمام نوشتههایش را با ماشین تحریر دستیاش و بدون وسایل الکترونیکیِ حواسپرتکن تکمیل میکرد. پیتر هیگز، فیزیکدان نظری، نیز مانند آلن از کامپیوتر استفاده نمیکند و کارش را در چنان انزوا و بیارتباطیای انجام میدهد که وقتی اعلام کردند برنده جایزه نوبل شده است، روزنامهنگاران نمیتوانستند او را پیدا کنند. از سوی دیگر، جِی. کِی رولینگ از کامپیوتر استفاده میکرد، اما وقتی مشغول نوشتن رمانهای هری پاتر میشد، به صورت بسیار جدی از رسانههای اجتماعی دوری میکرد؛ با اینکه این دوره، با پیشرفت تکنولوژی و محبوبیت آن در میان چهرههای رسانهای همزمان شده بود.